دانلود آهنگ جدید

کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
یلدای 95 - ^_^مربای توت فرنگی^_^
X
تبلیغات
رایتل
یلدای 95
سه‌شنبه 30 آذر 1395 | 19:54   
به به سهلااااااااااااام ببین کی اومده زمستون اومده دیگهههههههه
منم که دختر زمستونم و دقیقا 26 روز دیگه تفلدمههههههههههههه
عاغا یلداتون مباررررررررررک 
امسالم که دوتا یلدا داریم دیگه
کریسمس مسیحیا هم مباررررررررک
با دست پر اومدم شادتون کنم شب یلدا یکم
بگم از هفته پیش که رفتم انجمن موسیقی
ما رفتیم تو سالان نشستیم رو صندلی رومو برگردوندم دیدم اوه اوه اوه خانوم حامتمیانه که
(تو شلمچه سرپرستمون بود)
حالا من با یه تیپی که اصن به شلمچه و بسیج و این بند و بساطا نمیخورد
سهلامی کردیم و دس دادیم رومو کردم اونور سنگین رنگین جلوش اجرا ها رو ببینم
عاغا یه پسری اومد با گیتار شروع کرد زدن و آواز خوندن
انگا تو حموم بود داشت آوراز میخوند منم که کنفت هی نمیتونستم خودمو کنترل کنم پقی میزدم زیر خنده
خلاصه در این داستان نتیجه میگیریم همیشه در کیف خود چادر داشته باشیم
معلم تاریخمونو که قبلا گقتم خیلی سوژه هسااااا
دیروز گفتن نمیاد سر کلاس یهو دیدیم وارد کلاس شد
گفتیم خانوم کجا بودین و اینا گفت  مریض بود گفتیم چرا نموندین استراحت کنین خب؟
گف زنگ اول نیومدم استراحت کردم ولی هر کجای کره زمین باشم سر کلاس شما میامدر این حد با ما لجه
اون دفه سر کلاس داشت با گوشیش ور میرفت گوشیشم از این یازده چراغا بود دکمه هاش صدا دینگ دینگ میداد
پادبان تو اوج
درس خوندن بود یهو سرشو اورد بالا
 گفت کی هستی صدای ماشین حسابتو خاموش کن
کل کلاس:

پادبان که فهمیده گوشی خانوم دانشمندیه:
دیروزم معلم اقتصادمون خانوم فرزانه ریش گرو گذاشت که معلم تاریخ امتحان نگیره چون هیشکی هیچی بلد نبود

شانس آوردیم

این هنگامه هم این هفته میخواس بره عروسی آروم و قرار نداشت

خانوم ادب اومده بود سر کلاس داشت با بچه ها حرف میزد

یهو هنگامه که تو باغ نبود از ته کلاس کل کشید

همه پوکیدیمممممممم

خانوم ادبم با ما هر هر میخندید

روز دوشنبه سر کلاس خانوم فخاریان داشت یه چیزی رو توضیح میداد

عوض زاده و یکی از بچه ها داشتن دعوا میکردن خانوم فخاریان گفت عوض زاده چه خبرته؟

عوض زاده:اجازه این بهم میگه بز

اسکندری از ته کلاس:مگه باغ وحشه؟

من:بز که اهلیه

بچه ها:

میگم دسشوییای مدرسه شمام خیلی چرکه یا فقط مد ما اینطوریه؟

امروز با آیدا رفتیم دسشویی دل و دینم یکی شد

بعدش که رفتیم کنار آبخوری پیش بچه ها

من و آیدا پریدیم کنار حسینی گفتیم ما دسشوییییییییییییییی بودیممممممممممم

بچه های 3تجربی گفتن: یه طوری گفتین ما دسشویییییییی بودییییییم انگار رفته بودین لسانجلس

خدایا این شادیا رو از ما نگیر

اینو ببینین

بلههههههه اینم کیف و جامدادی آیدا

بچم نشسته رو چسب کاغذی تقلبی نوشته

همچین بچه های خلاقی هستیمااااااا

یه چیزی بگم بسوووووووزین

معلم جامعه شناسیمون کل صفحه هایی که تو امتحان نوبت داده رو بهمون گف
سوختیییین؟

راستیییییییییییییییییییی هفته دیگه که امتحانای نوبت شروع میشه خداااااااااااااااااااا

در وصف این موقعیت یه شعر بگم

حال خراب است

فصل امتحان استReading a Book

من به گوشی دست نزنم چونکه حرام است

یا رب چه حالیBegging

یارب چه سوالی

چه کره خری چه امتحانی

باز توبه شکستم

تقلب ها به دستم

هی وای وای وای وای وای چه خستم

 من برم که حالم گرفته شد اصن


   
َAtefeh | نظرات (73)   

Design

Made by: Miss Roza
\