دانلود آهنگ جدید

کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
امتحانااااااااام تموم شدنننننننن - ^_^مربای توت فرنگی^_^
X
تبلیغات
رایتل
امتحانااااااااام تموم شدنننننننن
چهارشنبه 22 دی 1395 | 14:17   

وااااااااااااای بلاخره تموم شدن اوووووووف وای که چقد این مدت من زجر کشیدم

خدایا شکرت

البته نا گفته نماند که 3 تا امتحانامون لغو شدن و معلوم نیس ک میخوان از اول امتحان بگیرن

امتحان عربی جاتون خالی بوووووووود سوالا رو از سایت تیزهوشان و اینا کپی کرده بود معلمه

همه سر امتحان عین بز همدیگه رو نگا میکردن و هی میگفتن بلد نیسیم که یهووووو

خانوم حسینی عصبانی شد همه برگه ها رو گرفت گفت پاشین برین نمیواد امتحان بدین برگه ها تصحیح نمیشه

همه با دمشون گردو میشکوند وای که چه حالی داد


امتحان جامعه شناسی هم که بخاطر رفسنجانیییی جوووون لغو شد(خدا بیامرزتشون)

امتحان علوم و فنون که یادم نیس چطور شد که لغو شد

کلا رو هوا بود امتحانامون

برا امتحان انشا تو کلاس منتظربودیم خانوم داستان بیاد سوالو توضیح بده همه سرو صدا میدادن

خانوم داستان گفت والا سوم انسانیا امتحان دادن بدون اینکه سوال بپرس شما چتونه خیلی خنگین

یهو هنگامه گفت اجازه سوم انسانیا هنوز امتحان ندادن

 بچه ها:

خانوم داستان:

مدیر:

هنگامه:

بعد امتحانا رو که نگم آیدا ماشین مامانشو ور میداشت میاورد بعد امتحان میرفتیم دور دور

یه ماشین و یه گله ادم سوارش عین افغانیا

یه روز بزینمون داشت ته میکشید رفتیم بنزین بزنیم

دقیقی میگف نهههههه وای یا خدا اونجا خونه عمومه منو بینه خفم میگه اونجا نرین

حالا این هی صلوات میفرستاد و هی غر میزد

و قایم میشد میگف واااااااای اکبر جوجه اکبر جوجه منو دید با اون لحجه باحالش

ما هم با اهنگ سندی تو ماشین عروسی راه انداخته بودیم

 

دس و کل و شوت اصن همه یه فعالیتی میکردن

بعد از اینکه بچه ها رو میرسوندیم مدرسه من و آیدا با اهنگ تایتانیک میرفتیم خونه اصن فضا عاشقانه

دعا کنین ترنامه هامونو دادن زیادی تر نزده باشم

از بحث امتحانا بیام بیرونComputer

رفته بودیم نمایشگاه مبل مرده داشت درمورد مبلا توضیح میداد

گفت تمام مبلای برنامه دَرهَمی مال شرکت ماس

حالا من با خودم میگفتم:جااااااااان؟دَرهَمی؟دورهمی؟ها؟

میخواستم جلو همه پقی بزنم زیر خند گفتم ولش کن گنا داره حالا یه سوتی داد


دیدم دوباره گفت دَرهَمی مامانمم فهمید مرده سوتی داد دیه با هم پوکیدیم

سوتی بابامو اصن سوتیای بابای من کلیشه ایه

عاغا نشسته بودیم والیبال دخترای امریکایی و اینا رو میدیم سیما گفت بابا چرا لباساتو در نمیاری؟

بابا:من میخوام برم استادیوم

من:جاااااان؟چه استادیومی؟
سیما:بابا استخر نه استادیوم

حالا منم پهن شده بودم کف زمین میخندیدم

بابا:نگا این دخترا چه آبشارای میزنن تو هم بشین اینجا سوسول بازی درار

من:

سیما:

خو لامصب چرا سوتی دادی سر من خالی میکنی

یه نفر و دو نفرم اینجا فان نیستن که بابابو بزرگمووو

گوشی عموم زنگ خورد عموم جواب داد گفت سلااااام خوشکل خانم

بابابزرگم:بوووووووش ینی خوشکل خانم دیگه کیه؟
منو میگی پوکیده بودم ینی
زن عمو اونجا بود بابابزرگو به شهادت میرسوند


تا حالا با موتور رفتین کلاس گیتار؟

در صورت نبودن ماشین با داداش میپریم سوار موتور با کلی خل و چل بازی میرم هنرکده

پیمان بلند میخونه بارون که ززززززد..... من میگم چترت فراموشت نشه عشقممممممم

ملتم میگن اینا دیگه ته ته دیوونه گین

راستیییییییییی چن روز دیگه تفدلمه هاااااااااا نامردین اگه تبریک نگین گوساله ها

من برم گیتارمو تمرین کنم که این هفته بخاطر امتحانا اصن نتونسم برم دور و برش

امروز خانوم پناهنده منو میکشه



عاطفه وقتی لباس داداش رو میپوشه و براش گشاده

و اگه بفهمه به لباسش دس زدم پرپرم میکنه



   
َAtefeh | نظرات (42)   

Design

Made by: Miss Roza
\