X
تبلیغات
رایتل

دانلود آهنگ جدید

کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک
فاتولز – جدیدترین ابزار رایگان وبمستر
^_^مربای توت فرنگی^_^
زمان سپری در سایت :
^_^مربای توت فرنگی^_^
بیوگرافی من

http://www.upsara.com/images/dvin_t.gif
دخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهلست سین ریسنتلیدخترانه,فانتزی,شکیک,آیکن,شکلک,صورتی,شاد,قشنگ,خشگل,زیبا,باحال,دخترونه,وبلاگ نویسی,کامنتگزاری,کوچک,سایز کوچیک,ریزه میزه,جذاب,یامزهشکلک ساده 979همه چیز از 26 دی 1379 شروع شدشکلک ساده 979

http://www.gif-paradies.de/gifs/bunte-welt/erdbeeren/erdbeere_0044.gif
به نام خدا عاطفه هسدم

تو بیمارستان به دنیا اومدم


از بچگی  بزرگ  شدم


تو دوران کودکیم بچه بودم


خوراکی مورد علاقم غذاست


با رفیقام دوست شدم


شبا که میخوابم خواب میبینم
صبام وقتی پا میشم بیدار شدم16سالمهhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/100.gif

http://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/6.gif اینم بیوگرافی منhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/6.gif

لطفا با کفش نیا تو وبمو تازه شستم

شکلک های ساده,شکلک های بامزه,شکلک های پراستفاده,شکلک های مورد علاقه
سیگار کشیدن ممنوعشکلک های ساده,شکلک های بامزه,شکلک های پراستفاده,شکلک های مورد علاقه

به توت فرنگیامم دست نزنین

http://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/81.gifکپی هم نکن دیگه خز بازی در نیارhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/81.gif

آدرس اینستا گرامم
atefeh_shafieeشکلک های ساده,شکلک های بامزه,شکلک های پراستفاده,شکلک های مورد علاقهامیدوارم لحظات خوبی رو اینجا بگذرونینشکلک های ساده,شکلک های بامزه,شکلک های پراستفاده,شکلک های مورد علاقهhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/40.gifممنونمhttp://bia2skin.ir/theme/abzar/posticon/40.gif


Related image


= َAtefeh = پنج‌شنبه 2 مهر 1394
تولد96 مبارک

الان بمبو زدن عایا؟ 

عاغا از اتاق فرمان اشاره میکنن سال تحویل شدشکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ

مبارکهههههه مبارکهههه عیدتون مبارررررررک

تف تف تف(رو بوسیه)

و سالی که پایانش با بارون باشه اغازش با عشقه

امیدوارم 96سال خوبی برامون باشه

پر از شادی و خوش شانسی و اتفاقای خوب 

مرسی از دوستانی که سال 95 رو برام قشنگ کردن (چه اقایون چه خانوما با همه بودم)


امسال سال تحویل مامان بابا کنارون نبودن

راستیییی امسال وب تکونی کردم لینکای بی معرفت حذف شدن یه تغییر دکوراسیون کوچیک هم دادم

47dc0ca08b2567ec4f02f0d9a97acaed

نظرات (16) = َAtefeh = دوشنبه 30 اسفند 1395
تعطیلات زمستونی
عاغا حس خارجی بودن بهم دست داده
حس میکنم تو تعطیلات کریسمسم
الان دقیقا 5 روزه که تعطیلیم فردا هم تعطیل شد
6 روز خوش گذرونی ایشالا یکشنبه هم تعطیل شه
خانم صالحم که الان دپرسه یه هفته مدرسه نرفتیم
یک هیچ به نفع ما
دلم برا معلمی میسوزه که سه هفتس میخواد امتحان بگیره هی لغو میشه
سلام بدبخت
این چرت و پرتا رو کادر مدرسه نبینن صلوااااااااات

uxl7_9.gif
#بارون #
سرما خوردم

= َAtefeh = جمعه 29 بهمن 1395
عنوان نداره

متنفرم ازتون بی مصرفا
پست تولد من باید اینقدکامنتاش کم باشه عاخه؟
Rolling Pin
حقتونه وبمو خصوصی کنم نتونین بیاین وبم بخندین دیگه
***** فحش بود سانسور شد
اینجا داره بارون میاااااااد منتظریم سیل بیاد نریم مدرسه

 و باز هم من آمدم با کوله باری از خاطرات
چن هفته پیش رفتیم با هانیه و زینب سینما سلام  بمبئی ببینیم
اصن یه وضی بودا
زینب که تا بنیامینو تو فیلم میدید میخواس از ذوق سکته کنه

من و هانیه که از رقص فیلمه روده بر شده بودیم
ابجیم که از دست پسرای پشت سری کفری شده بود
هانیه:میگم این بنیامینم بچه خوشکله هااااا
زینب:بعله دیگه
من:خودت فهمیدی یا کسی کمکت کرد؟
هانیه:ولی بد سلیقس زنش زشته زینب امید داشته باش چون سلیقش بده شاید اومد تو رو هم گرفت
زینب:

من:

هانیه خطاب به من:عاطی تو هم نخند اخلاقت درست کن گلزار برات بگیریم
وسطای فیلمم هی زینب میگفت هر وقت لازم بود گریه کنیم خبر بدین
اصن گریشم نگرفت

با ایدا هم که هفته پیش رفتیم سینما یه فیلم مزخرفی بود که حالمون بهم خورد

چنتا خل هم پشت سرمون اعصابم خورد کرده بودن
هی این قوطی آبمیوه که خورده بود میزاشت رو دسته صندلی من
منم با ارنج زدم زیرش یه چش غرنه ای هم رفتم که بدبخ کپ کرد
به دوستاش مظلومانه میگفت انداختش انداختش

حالا کرم ریختن ایدا
هی تخمه میخورد پرت میکرد شرق و غرب
میگفتم جرعت داری بریز رو جلوییا
خانم حاتمیانم تو سینما دیدم سر وضع من و آیدا هم که اووووووووووف

حالا از خانوم حاتمیان که اومده بود سر کلاسمون بگم
ازمون میپرسید چرا شهید فهمیده نارنجکا رو پرت نکرد به کمرش بست
حالا پاسخ های دوستان گرامی

دقیقی:اجازه خانوم من بگم ؟بخاطر مسافران قطار...

این یکی که کلا دهقان فداکار و فهمیده و همه رو قاطی کرده بود
عوض زاده:اجازه چون تانکه دنده عقب میگرفت
همچین بچه هایی داریما

دقیقی که سلطان سوتیه برا خودش

میخواس از رو درس بخونه یه کلمه بود شیر شنبله دقیقی خوند شیر شنبلیله کلاس ترکید
این روزا من و آیدا و فاطی همش در حال پدافند غیر عاملیم

از دست یکی از بچها بنا به دلایلی فراری هستیم
یه روز دنبالمون داشت میومد گفت وایسین من بستنی بخرم بیام
ما هم الفرااااار
یه بنر زیارت عاشورا تو پنجره دیدم گفتم بازش کنید بریم پشتش قایم شیم
رفتیم در نماز خونه بازش کردیم پشتش قایم شدیم
هنگامه:چتونه؟
ما:استتاره مثلا
فردا هم که ولنتاینهHeart Smile
هیشکی هم نیس برامون شاسخین بخره
باهاش عکس بگیریم بزاریم اینستا
چیزی نخرینا راضی به زحمت نیستم بخدا
Image result for ‫عکس عروسکی ولنتاین‬‎
برا منه هاااااا الان حسودا میگن دورغه
پ.ن از پشت صحنه اعلام شد تهطیلیییییییییییم

قربونت برم سیل عزیزم

نظرات (66) = َAtefeh = یکشنبه 24 بهمن 1395
تولد 16 سالگیم

یه روز درخشانی هس توی هر سال که فقط مال منه میتونم چشامو ببندم و آرزو کنم....

خدایا کاری کن  ما ادما با هم  مهربون تر باشیم و همه جا مهربونی  و شادی باشه

#دختر زمستون

l39_35.gif

اهم اهم 数字 のデコメ絵文字数字 のデコメ絵文字سالم شد تولدم مبارررررررک

دوس داشتم دیروز پست بزارم ولی سرم خیلی شلوغ شد نشد دیگهComputer

دم اونایی که تولد تبریک گفتن گرررررم مرسی ازهمه

خیلی حس  خوبیه وقتی بهت تبریک میگن تازه دوستات برات پروفایلم بزارن

برات تو وبلاگشون تولد بگیرین بهت کادو بدن

واااااااااای مرسی بچه ها عاشقتونمممم

بگم دیروز چی شد؟؟ظهر مدرسه بودم برگشتم خونه رفتم هنرکده ساعت 7ونیم برگشتم خونه همه جا ساااااکت

در اتاقم باز کردم برم داخل

  صدا اهنگ رفت بالا جیغ و دس  لامپ و روشن کردن دیدم هانیه و زینب و مژده ان  وااااااااااای اینقده ذوق کردممممممم

ینی وارد که شد شاخ دراورده بودم

بادکنک میترکید یکی جیغ میز یکی صدا اهنگومی بردن بالا و میخوندن تولد تولد تولدت مبارک

اولش فک کردم اتاق اتیش گرفته چون کیک رو صندلی روشن بود مث گلوله آتیش بود

خلاصه تا ساعت 11 زدیم و رقصیدیم خیلییییییی خوب بود واقعا من چقد خوشبختم که همچین دوستاییو کنارم دارم

خدایا شکرت


دوس دارم یه تغییر اساسی تو زندگیم بدم

نظر شما چیه؟ تغییر بدم؟

بازم از تولدم عکس میزارم الان همه ی عکسا در دسترس نبودن


نظرات (54) = َAtefeh = دوشنبه 27 دی 1395
امتحانااااااااام تموم شدنننننننن

وااااااااااااای بلاخره تموم شدن اوووووووف وای که چقد این مدت من زجر کشیدم

خدایا شکرت

البته نا گفته نماند که 3 تا امتحانامون لغو شدن و معلوم نیس ک میخوان از اول امتحان بگیرن

امتحان عربی جاتون خالی بوووووووود سوالا رو از سایت تیزهوشان و اینا کپی کرده بود معلمه

همه سر امتحان عین بز همدیگه رو نگا میکردن و هی میگفتن بلد نیسیم که یهووووو

خانوم حسینی عصبانی شد همه برگه ها رو گرفت گفت پاشین برین نمیواد امتحان بدین برگه ها تصحیح نمیشه

همه با دمشون گردو میشکوند وای که چه حالی داد


امتحان جامعه شناسی هم که بخاطر رفسنجانیییی جوووون لغو شد(خدا بیامرزتشون)

امتحان علوم و فنون که یادم نیس چطور شد که لغو شد

کلا رو هوا بود امتحانامون

برا امتحان انشا تو کلاس منتظربودیم خانوم داستان بیاد سوالو توضیح بده همه سرو صدا میدادن

خانوم داستان گفت والا سوم انسانیا امتحان دادن بدون اینکه سوال بپرس شما چتونه خیلی خنگین

یهو هنگامه گفت اجازه سوم انسانیا هنوز امتحان ندادن

 بچه ها:

خانوم داستان:

مدیر:

هنگامه:

بعد امتحانا رو که نگم آیدا ماشین مامانشو ور میداشت میاورد بعد امتحان میرفتیم دور دور

یه ماشین و یه گله ادم سوارش عین افغانیا

یه روز بزینمون داشت ته میکشید رفتیم بنزین بزنیم

دقیقی میگف نهههههه وای یا خدا اونجا خونه عمومه منو بینه خفم میگه اونجا نرین

حالا این هی صلوات میفرستاد و هی غر میزد

و قایم میشد میگف واااااااای اکبر جوجه اکبر جوجه منو دید با اون لحجه باحالش

ما هم با اهنگ سندی تو ماشین عروسی راه انداخته بودیم

 

دس و کل و شوت اصن همه یه فعالیتی میکردن

بعد از اینکه بچه ها رو میرسوندیم مدرسه من و آیدا با اهنگ تایتانیک میرفتیم خونه اصن فضا عاشقانه

دعا کنین ترنامه هامونو دادن زیادی تر نزده باشم

از بحث امتحانا بیام بیرونComputer

رفته بودیم نمایشگاه مبل مرده داشت درمورد مبلا توضیح میداد

گفت تمام مبلای برنامه دَرهَمی مال شرکت ماس

حالا من با خودم میگفتم:جااااااااان؟دَرهَمی؟دورهمی؟ها؟

میخواستم جلو همه پقی بزنم زیر خند گفتم ولش کن گنا داره حالا یه سوتی داد


دیدم دوباره گفت دَرهَمی مامانمم فهمید مرده سوتی داد دیه با هم پوکیدیم

سوتی بابامو اصن سوتیای بابای من کلیشه ایه

عاغا نشسته بودیم والیبال دخترای امریکایی و اینا رو میدیم سیما گفت بابا چرا لباساتو در نمیاری؟

بابا:من میخوام برم استادیوم

من:جاااااان؟چه استادیومی؟
سیما:بابا استخر نه استادیوم

حالا منم پهن شده بودم کف زمین میخندیدم

بابا:نگا این دخترا چه آبشارای میزنن تو هم بشین اینجا سوسول بازی درار

من:

سیما:

خو لامصب چرا سوتی دادی سر من خالی میکنی

یه نفر و دو نفرم اینجا فان نیستن که بابابو بزرگمووو

گوشی عموم زنگ خورد عموم جواب داد گفت سلااااام خوشکل خانم

بابابزرگم:بوووووووش ینی خوشکل خانم دیگه کیه؟
منو میگی پوکیده بودم ینی
زن عمو اونجا بود بابابزرگو به شهادت میرسوند


تا حالا با موتور رفتین کلاس گیتار؟

در صورت نبودن ماشین با داداش میپریم سوار موتور با کلی خل و چل بای میرم هنرکده

پیمان بلند میخونه بارون که ززززززد..... من میگم چترت فراموشت نشه عشقممممممم

ملتم میگن اینا دیگه ته ته دیوونه گین

راستیییییییییی چن روز دیگه تفدلمه هاااااااااا نامردین اگه تبریک نگین گوساله ها

من برم گیتارمو تمرین کنم که این هفته بخاطر امتحانا اصن نتونسم برم دور و برش

امروز خانوم پناهنده منو میکشه



عاطفه وقتی لباس داداش رو میپوشه و براش گشاده

و اگه بفهمه به لباسش دس زدم پرپرم میکنه


نظرات (41) = َAtefeh = چهارشنبه 22 دی 1395
تسلیت

آقای رفسنجانی فوت کردن
حیف بوداااااااااااا آخه چرا؟؟

اداره ها و دانشگاه ها 3 روز تعطیل شد
پ ما چییییییی؟خو لامصبا ما هم عزا داریم دیگه
چن روز دیگه امتحانا تموم میشه با یه آپ گنده میامReading a Book
پ.ن:جوووووووووووون سه شنبه هم که تعطیل شد
رفسنجانی جون قدو بالاتو قربون عسیسم
ما سه شنبه امتحان جامعه شناسی داریم

خدایا رفسنجانی که استارت لغوشو زد بقیش باتو
1# هیچ به نفع دانش آموزا

Image result for ‫مدرسه تعطیله‬‎

= َAtefeh = یکشنبه 19 دی 1395
یلدای 95
به به سهلااااااااااااام ببین کی اومده زمستون اومده دیگهههههههه
منم که دختر زمستونم و دقیقا 26 روز دیگه تفلدمههههههههههههه
عاغا یلداتون مباررررررررررک 
امسالم که دوتا یلدا داریم دیگه
کریسمس مسیحیا هم مباررررررررک
با دست پر اومدم شادتون کنم شب یلدا یکم
بگم از هفته پیش که رفتم انجمن موسیقی
ما رفتیم تو سالان نشستیم رو صندلی رومو برگردوندم دیدم اوه اوه اوه خانوم حامتمیانه که
(تو شلمچه سرپرستمون بود)
حالا من با یه تیپی که اصن به شلمچه و بسیج و این بند و بساطا نمیخورد
سهلامی کردیم و دس دادیم رومو کردم اونور سنگین رنگین جلوش اجرا ها رو ببینم
عاغا یه پسری اومد با گیتار شروع کرد زدن و آواز خوندن
انگا تو حموم بود داشت آوراز میخوند منم که کنفت هی نمیتونستم خودمو کنترل کنم پقی میزدم زیر خنده
خلاصه در این داستان نتیجه میگیریم همیشه در کیف خود چادر داشته باشیم
معلم تاریخمونو که قبلا گقتم خیلی سوژه هسااااا
دیروز گفتن نمیاد سر کلاس یهو دیدیم وارد کلاس شد
گفتیم خانوم کجا بودین و اینا گفت  مریض بود گفتیم چرا نموندین استراحت کنین خب؟
گف زنگ اول نیومدم استراحت کردم ولی هر کجای کره زمین باشم سر کلاس شما میامدر این حد با ما لجه
اون دفه سر کلاس داشت با گوشیش ور میرفت گوشیشم از این یازده چراغا بود دکمه هاش صدا دینگ دینگ میداد
پادبان تو اوج
درس خوندن بود یهو سرشو اورد بالا
 گفت کی هستی صدای ماشین حسابتو خاموش کن
کل کلاس:

پادبان که فهمیده گوشی خانوم دانشمندیه:
دیروزم معلم اقتصادمون خانوم فرزانه ریش گرو گذاشت که معلم تاریخ امتحان نگیره چون هیشکی هیچی بلد نبود

شانس آوردیم

این هنگامه هم این هفته میخواس بره عروسی آروم و قرار نداشت

خانوم ادب اومده بود سر کلاس داشت با بچه ها حرف میزد

یهو هنگامه که تو باغ نبود از ته کلاس کل کشید

همه پوکیدیمممممممم

خانوم ادبم با ما هر هر میخندید

روز دوشنبه سر کلاس خانوم فخاریان داشت یه چیزی رو توضیح میداد

عوض زاده و یکی از بچه ها داشتن دعوا میکردن خانوم فخاریان گفت عوض زاده چه خبرته؟

عوض زاده:اجازه این بهم میگه بز

اسکندری از ته کلاس:مگه باغ باحشه؟

من:بز که اهلیه

بچه ها:

میگم دسشوییای مدرسه شمام خیلی چرکه یا فقط مد ما اینطوریه؟

امروز با آیدا رفتیم دسشویی دل و دینم یکی شد

بعدش که رفتیم کنار آبخوری پیش بچه ها

من و آیدا پریدیم کنار حسینی گفتیم ما دسشوییییییییییییییی بودیممممممممممم

بچه های 3تجربی گفتن: یه طوری گفتین ما دسشویییییییی بودییییییم انگار رفته بودین لسانجلس

خدایا این شادیا رو از ما نگیر

اینو ببینین

بلههههههه اینم کیف و جامدادی آیدا

بچم نشسته رو چسب کاغذی تقلبی نوشته

همچین بچه های خلاقی هستیمااااااا

یه چیزی بگم بسوووووووزین

معلم جامعه شناسیمون کل صفحه هایی که تو امتحان نوبت داده رو بهمون گف